مادره دوباره شوهر کرده بودش و ازش ی دخدر داشت
شوهر دخدرش هم همش یاد عشق اولش بودش...
شوهر مادره فوت میکنه و ازین رو مادره بخاطر این که زن شوهر سابقشو اذیت کنه داشت باشوهر اولیش ارتباط میگرفت
دیگه دوسش نداشت ... اما فقط میخواست طعم گرفتن کسی رو ب زن شوهر اولش نشون بده ...
چند نفری بودن میگفتن این کارو نکن از جمله داماد خودش ک میترسید...
ازین میترسید ی روزی خودش این بلا رو سر زنش (دخدر مادره) بیاره
این داستان همه ماست ....
این داستان دار مکافاته...
شنیدین میگن زمان ی سیکل دایره ای شکله ب نظر من ک اینطوریه
فقط برخی متغیرها میتونن شما رو از خط این زمان نجات بدن ...
برچسب:
نویسنده: یونا حبیبی